یه شعر جلف
پروانه امروز بال زد و رفت
و مرا به یاد کوچ ره گذر همیشه تنها انداخت
صبح ها هنوز کودکانه است
بی ریا و پاک
و
شب هنوز ترسناک در غبار اوج روز
می شود هر روز صبح یک لیوان شیر نوشید
و
شب هنوز هم گاو بود
به لاله ها نگاه کردم و فهمیدم شقایق هنوز هست
کتاب را باز کردم و اسم او را دیدم که هنوز هست
شماره های بی فایده
۸.۷.۳ و یا گاهی ۵
چه معنا گاه یک شماره تلفن مشکوک
که در تلفن مرا صدا می زند
و
می گوید "دوستت دارم هنوز"
دوستت دارم را میفهمم اما هنوز را نه ؟!!
به یادگاری روی درخت بید ایمان دارم
که قلب همیشه تیر می خورد و خون می آید
شاید همان خون به جگر !!!
به لب سرخ محبوبه قسم
که هنوز کودک است و شیرین
محبوبه ی شیرین عقل
راستی پروانه رفت
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی ۱۳۸۷ ساعت 0:27 توسط نسیم
|